ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

بدون عنوان

سارینا دلم برات تنگ شده تو چرا گریه نمیکنی تا باباهادی بیارتت خونه اینقدر دارم جلوی خودم میگیرم که نیام اونجا و یا زنگ نزنم به بابایی.رستا با تربچشم که هرچی پیغام میزارم نمیدونم چرا بدستش نمیرسه آخه من چیکارکنم .راستی خاله فریدت ک..باغچه ایتم هم فرداصبح میرسه بوشهر و ناهار سفارش ماکارونی داده.راستی جوجه دخترخوبی باش تا خرداد با بابایی بریم تهران دلم تنگ شده واسه اونجا فوقشم جوجه بدی بودی میذارمت اینجا خودم و بابایی میریم من فعلا دارم از حرص میترکممممممممممممممم زده به سرم خل و چل شدم خدا چرا نمیان ایناتا 5 دقیق دیگه نیومدید میام زنگ میزنم به اون بابای خنگولت بچه.اینارو ول کن فردا سالگرد و میخواین کیک بخوریم عکسای فردا برات میزارمممم ...
9 اسفند 1391

3ماهگیت مبارک عشق مامان

امروز 91.12.9 و تو امروز 3ماهت شده گلکم 3ماهیت مبارک جوجه گلی مامان صبح بردمت بهداشت و وزنت کردن و 5کیلو شدی جقله و باقول تو الان با باباهادیت رفتی خونه مامان باباییت دلم برات تنگیده همش توفکرم که داری اونجاچکار میکنی و چیکارت میکنن بزار یه عکس دیگه از امروز صبحت بزارم شاید کمی از فکر دربیام ...
9 اسفند 1391

سومین سالگرد ازدواج و 3ماهگی سارینا

هورا امروز منو سارینا عزیزجون رفتیم شیرینی فروشی زیتون و کیک سفارش دادیم برای پنجشنبه چون 91.12.10سومین سالگرد ازدواج من و باباهادی و امسال هم سومین سالگردازدواج من و باباهادی و هم 3نفرشدیم.و بازم هوراااا فردا 91.12.9 است و تو فردا 3ماهت میشه عسل مامان 3ماهگیت مبارک فرداباید خوکشلت بکنم و ازت چندتا عکس نون و آب داربگیرم تا یادگاری برات بمونه بعدا هم عکس 3ماهگیت و هم عکس کیک را برات میزارم راستی تصمیم دارم یکم از خامه کیک بهت بدم بخوری آخه یچیزی بگم من بهت کاکائو میدم و توهم باعشق لیس میزنی و میخوری وخیلیم خوشت میاد توهم مثل من عاشق شیرینی هستیا .ای بابا مردم اینقدر خمیازه کشیدم من دیگه چشمام داره آلبالو و گیلاس میچینه میخوام بیام بخوابم نام...
9 اسفند 1391